Loser !...!

خدای تَنهای مَن ؟!
وقتی مَن در زمین به این کوچکی خُودَم را روزی هزار بار گُم میکنَم ،
حَق داشتی که در آسمان به آن بزرگی خُودَت را ......
بگذریم !!!!

!...!...!...!...!...!...!...!...!...!...!...!...!...!...!

خدای مَن !
گوش میکنی؟
یک لَحظه فارغ اَز تَمام ِ قافیه ها و ریتمهای موزون شِکَن ؟
فارغ اَز این مَن و آن تو ؟
فارغ اَز فاصله ها و طَبقَات
؟
فراغ اَز هَر چه تو را خُدا، مَرا بَنده میکُنَد
؟
یک لحظه مِثله یک انسان (!
گوش میکنی ؟
گوش میکنی نَوای هَر لَحظه اَم را ؟
آخ ....
دلم ....

You Know What, My Little Alice?

از بوی بیمارستانها بَدم میاد، از بیمارستانهایی که بو میدَن خیلی بیشتر !...!ایده

/ 73 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریب آشنا

میشه لطفا دوستان کمی واضحتر بنویسن. بد نیست مخاطبتون رو مشخص کنید. مثلا "شب" نوشته جوابیه! جواب کی؟ چی؟

درگاه

میشه لطفا دوستان کمی واضحتر بنویسن. بد نیست مخاطبتون رو مشخص کنید. مثلا "شب" نوشته جوابیه! جواب کی؟ چی؟

صادق

آستان نگاهت به آبی در یا می خندد و احساست به شیرینی یک عشق قدیمی تن را تبدار می کند. قشنگ می نویسی ولی ..... http://carbon.persianblog.ir

پیشی فسقلی

خیلی زیبا می نویسی کل وبلاگت رو خوندم واقعا زیبا می نویسی اینو ازته دلم می گم نه مثل بقیه که می گن خوبه و منتظرت نظرشونو ببینی و بهشون سر بزنی زیباست . من لینکت کردم تا از آپت با خبر باشم چون تو که پیش من نمیای مجبورم خودم هس سربزنم ببینم کی آپ می کنی

نسترن

سلام عزیزم از خوندن مطالب قشنگت خیلی لذت بردم.[ماچ][بغل]

ترنم

و منم از هرچه بوی غیر واقعی بدهد متنفرم و هر چه مرا به او نزدیک سازد میپویمش و میبویم

شکوا

یه سلام دیگه!!! بالا غیرتا کلا ظرفیتت خیلی خوبه ... گفتم بعد چند روز چک کنم ببینم اوضاع چجوریه دیدم که نه انگار نه انگار همه چی سر جاشه و کامنتام هم پاک نشده..کلا با حالی...ولی یه چیز دیگه هم اضافه می کنیم به این سرنوشت بیمارستانی که یادت نره که بالاخره چه بدت بیاد چه خوشت بیاد اینه که هست بو هم میده و کلا کاری به نظرات منو شما نداره...یه دفعه یه متنی نوشته بودم تو یه هفته نامه ای(بماند) هفته بعد یکی برام نظریه گذاشته بود که به تو چه مگه کسی ازت نظر خواسته بود که متن نوشتی و گذاشتی اینجا [قهقهه]حالا اینش بماند که کلی رفتم تو فکر بعدا فهمیدم که همچین بدم نگفته بعد تصمیم گرفتم که فقط در مورد خودم نظر بدم و کار یه بیمارستان یا تیمارستان زده هایی مثل خودم رو...وقتی کارات رو می خونم احساس دلپیچه بعد سیگار ناشنا رو پیدا می کنم که البته اونقدر قشنگ هستش که دوست دارم هر روزم رو باهش شروع کنم...به هر حال عکس هم نذاری بهتره چون قلمت اونقدر شفاف هست که نیازی به تصویر نداشته باشه و من از قلم کوتاه و واقعیت خوشم میاد . در حین نوشتن واقعی هستی..تبریک می گم

شکوا

۱٢:۳٠ ‎ق.ظ - یکشنبه، ۳٠ تیر ۱۳۸٧ چند تا پشت سر هم مال من بود یادم رفته بود اسم بنویسم

شگفت انسان

سلام ... .. . آپ كردم . .. ... منتظرتونم ... .. . ctrl+f5 يادتون نره! . .. ... در پناه حق

بشینا

سلام خیلی وقت که بهت سر نزدم . شرمنده توهم که آپ نکردی خوش باشی عزیزم